تبليغاتX
انارک - درباره انارك:

انارک

انارک در حاشیه کویر

«انارك‌»، در دل‌ بياباني‌ وسيع‌، تنها افتاده‌ است‌. سالهاست‌ كه‌ همچنان‌ سنگيني‌ بارِ بي‌آبيِ آزار دهنده‌اي‌ را، بر دوش‌ خويش‌ كشيده‌، سوخته‌ و ساخته‌ است‌.

فاصله‌اش‌ تا نائين‌، نزديك‌ترين‌ همساية‌ حاشيه‌ نشينِ كويري‌ او، هفتاد و پنج‌ كيلو متر است‌؛ كه‌ از بياباني‌ هموار مي‌گذرد.

بلنديش‌ از سطح‌ دريا، هزار و دويست‌ و بيست‌ متر؛ و اختلاف‌ ساعتش‌ با تهران‌، پانزده‌ دقيقه‌ است‌. طول‌ جغرافيائيش‌ را، پنجاه‌ و دو درجه‌ و بيست‌ و پنج‌ دقيقه‌، و عرض‌ آن‌ را، سي‌ و سه‌ درجه‌ و بيست‌ و پنج‌ دقيقه‌ به‌ حساب‌ آورده‌اند.

حول‌ و حوش‌ آن‌ را، مزارع‌ كوچك‌ و بزرگي‌ فرا گرفته‌ است‌؛ كه‌ پراكنده‌اند و متروك‌. هر حبه‌اش‌ به‌ كسي‌ مي‌رسد؛ و هر دانگش‌ را به‌ نام‌ مالكي‌ مي‌خوانند. از اين‌ روي‌، بي‌كس‌ مانده‌است‌ و مهجور. قناتهايشان‌، يا كور شده‌؛ يا خشكيده‌اند و كسي‌ را حوصله‌ يا توان‌ لايروبي‌ و كار، در چنين‌ مزارع‌ اشتراكي‌ نيست‌.

نامش‌، از نام‌ ميوه‌اي‌ ارزشمند، همانند نام‌ دهها آبادي‌ ديگر، چون‌ نيستانك‌، بيابانك‌، بيدك‌، كوهك‌، كاريزك‌، حصارك‌، دشتك‌، كهريزك‌ و انجيرك‌ كه‌ هريك‌، وجه‌ تسمية‌ بخصوصي‌ دارند؛ و در گوشه‌ و كنار ايران‌ پراكنده‌اند، موجوديت‌ يافته‌ است‌.

قدمت‌ يكي‌ دو روستايش‌، بيش‌ از خود آباديست‌. با برجي‌ و قلعه‌اي‌؛ كه‌ حكايت‌ از گذشته‌اي‌ پر ماجرا دارند. يكي‌ «معلاّ» است‌؛ كه‌ در بهار و تابستان‌، ييلاق‌ نشين‌ گروهي‌ خرده‌ مالك‌ مي‌باشد. آبي‌ خوش‌ دارد و زردآلويي‌ خوشتر. سر سبز است‌ و طرب‌ انگيز. افتاده‌ در شيب‌ تند دامنه‌اي‌ كه‌ دو پهلويش‌ را، قلّه‌هاي‌ سر به‌ فلك‌ كشيده‌ احاطه‌ كرده‌ است‌؛ و خيلي‌ زود خورشيد را، در پناه‌ خود مي‌گيرند؛ و بر اطاقكهاي‌ گلي‌ و محقر، سايه‌ مي‌گسترند. ديگري‌ اَشين‌ است‌؛ كه‌ پسوند فاميل‌ بسيار كسانيست‌ كه‌ اين‌ آبادي‌، زادگاه‌ اجداديشان‌ بوده‌ است‌.   و اينك‌، بر فراز تپه‌اي‌، ديده‌ به‌ ره‌ دوخته‌؛ تنهايي‌ خويش‌ را فرياد مي‌زند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 18:43  توسط هادی دهائی  |